بخوان مرا به آوای خیس باران


از مومن تعجب می کنم!!!

خداوند هر حکمی بر او مقدر نموده،برایش خیر است؛

چه خوشحالش کند و چه ناراحت

 اگر گرفتار بلایش سازد،کفاره ی گناهانش شود

و اگر چیزی به او عطا کند،هدیه است.

پیامبر اکرم (ص)

http://www.axgig.com/images/58810959343592766579.jpg

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم مهر 1392ساعت 13:17 توسط عسل |


http://axgig.com/images/42209201423475894610.jpg

http://doctorshiri.com/fa/content/5751/%D8%A8%D9%87-%D8%AF%D9%84-%D8%B3%D9%88%D8%AE%D8%AA%D9%87-%DA%A9%D9%87-%D9%BE%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D9%86%D9%85%DB%8C%D8%B2%D9%86%D9%86%D8%AF/

نوشته شده در سه شنبه هشتم مرداد 1392ساعت 16:1 توسط عسل |

این عمر به ابر نوبهاران مانَد

این دیده به سیل کوهساران مانَد

ای دوست چنان بِزی که بعد از مردن

انگشت گزیدنی به یاران مانَد.

http://axgig.com/images/87805433474330425617.jpg

ابوسعید ابی الخیر

نوشته شده در سه شنبه یکم مرداد 1392ساعت 12:36 توسط عسل |

یه احساس عجیب دیگه می خوام

همونی رو که قلبم میگه می خوام

یه صبح دیگه و یه حال تازه

یه رویایی که آرامش بسازه

یه احساس عجیب دیگه می خوام

که پیدا شه میون اشک چشمام

دلم می خواد روی ابرا بشینم

تا دنیا رو از این بهتر ببینم

خدایا قلب من پیش تو گیره

کنار تو همه چی بی نظیره

می تونم غصه رو از هم بپاشم

می تونم عاشق خورشید باشم

کنار تو همه چی خوب میشه

می تونم عاشقت باشم همیشه

دلم قرصه به خورشید و به ماهت

دلم قرصه به گرمای نگاهت

دلم قرصه به گرمای نگاهت

خدایا قلب من پیش تو گیره

کنار تو همه چی بی نظیره

می تونم غصه رو از هم بپاشم

می تونم عاشق خورشید باشم

 

نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1392ساعت 22:11 توسط عسل |

خدایا

تو را شکر می کنم که در چشمانم چشمه اشک نهادی

تا پیرایه های قلبم را با اشک بشویم

و آتشفشان های درونم را با قدرت تسکین بخشش آرام کنم. 

شهید چمران

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 16:22 توسط عسل |


چون عود نبود چوب بید آوردم

روی سیه و موی سپید آوردم

خود فرمودی که ناامیدی کفر است

فرمان تو بردم و امید آوردم.

http://axgig.com/images/44697775911548752339.jpg

نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1391ساعت 9:44 توسط عسل |

 

"صلح با یک لبخند آغاز می شود."

"Peace begins with a smile"

  

Mother Teresa

نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1391ساعت 16:25 توسط عسل |



کمند مهر،چنان پاره کن که گر روزی   

شوی ز کرده پشیمان،به هم توانی بست.

محتشم کاشانی

نوشته شده در شنبه بیست و هفتم آبان 1391ساعت 19:31 توسط عسل |

نمی دانم؟

اگر یک بار دیگر خلق می گشتم،

اگر یک بار دیگر،نوجوان و کودک و نوزاد می گشتم،

کدامین راه را از نو نمی رفتم؟

و یا یک بار و صد بار و هزاران  بار می رفتم!

نمی دانم چه می کردم؟

چه می خواندم؟

چه در این عالم بی ریشه و بنیاد می کشتم؟

نمی دانم!؟

مرا باور کن ای محبوب!

تو را سوگند بر آن که،پرستش می کنی،هرگز نمی دانم،چه می کردم...

که اکنون هم نمیدانم

که خوبی و بدی با هم چگونه فرق می دارند؟

که هرگز یک بد مطلق،به چشمانم نمی آید

چنان که ،عشق و احسان و نکوکاری...

ولی بگذار...

آری!

خاطرم آمد...!

اگر یک بار دیگر فرصت دیدار می دیدم،

پدر را می پرستیدم،همان گونه که مادر را...

و روی کودک پر شور قلبم را به آب پاک ایمان،بارها می شستم!

و هرگز از کسی خاطر نمی خستم

و شیرین می شدم بر تلخی فرهاد...!

که فرهاد مرا،دیگر غم این بی ستون ها،نشکند هرگز!

که مجنون،بار مجنونی خود،از دوش برگیرد

نمی دانم؟

ولی دیگر به غصه جرات جولان نمی دادم

و با امید بر او که

ز مرده،حی و از حی مرده می زاید

به هر روزی که می آمد،حضوری تازه می دادم

و هر دم شکر می کردم،خدای غصه هایم را...

نمی دانم،چه سان؟یا کی؟زمان رفتنم آغاز می گردد؟

ولی تا این زمان اندک اکنون،به جان آموختم که...

خدا ما را به دنیا داد،تا با هم،برای هم،

جهانی را بسازیم،پر امید و عاشق و ایمان...

که در آن روز آغازین،خدا می خواست،

آن مردم که پاک و ساده و امن اند،

و از هر کوتهی عاری...

شبیه او که می دانست انسان چیست...

بدانند،

این جهان سرد و خاکی را،همین انسان نسیانگر،که قلبش بذر نیکی هاست

بهشت دیگری ایجاد خواهد کرد...

بیا محبوب چشمانم

که ما با هم

کنار هم

میان این همه تلخی و تنهایی

بهشت عدن و امنی را

دوباره سبز می سازیم...!

مهین رضوانی فرد

http://www.axgig.com/images/89878107776062151777.jpg

نوشته شده در یکشنبه سی ام مهر 1391ساعت 20:46 توسط عسل |

http://www.askquran.ir/gallery/images/12311/1_30mpqpy.jpg

نوشته شده در یکشنبه دوم مهر 1391ساعت 22:15 توسط عسل |


آخرين مطالب
»
»
»
»
» سپاس
»
» :)
»
» بهشتی دیگر...
» پاییز هزار رنگ

Design By : RoozGozar.com